۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، ۱۵:۰۸

یادداشتی برای مرحوم روح‌‏الله نامداری، پژوهشگر انقلاب اسلامی؛

یادکردی از یک فعال فرهنگی و شیفته امام خمینی(ره)

یادکردی از یک فعال فرهنگی و شیفته امام خمینی(ره)

زندگی روح ‏الله در این واژه‏ ها خلاصه می ‏شد؛ واژه‏ های ایجابی چون: امام، انقلاب اسلامی، مردم، کتاب، نوآوری و خلاقیت و واژه‏ های سلبی چون: پرهیز از دنیاگرایی، تشریفات، کلیشه و عادت، تکلّف.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه-حسین عابدپور: روح‌الله نامداری از افراد کم‌‏یاب و کم‏‌نظیر بود که وقتی با او مواجه می‌‏شدی، انرژی و گرمای وجودش گرمت می‏‌کرد و در هم‌صحبتی با او، دَم روح‌اللهی و انقلابی و شور و حال در تو دمیده می‌‏شد. یخ وجودت که در روزمرگی حسابی منجمد شده بود، هی آب و آب‌‏تر می‌شد. آهن وجودت داغ می‏‌شد و آماده می‏‏ شد که شکل باصفا و یکرنگ و شجاع روح‏‏ اللهی بگیرد.

شرک، بیماری رایج آدم‌های اکنون‌زده و دنیاگراست. او را می‌دیدی که با بقیه آدم‌های دور و بَرَت فرق دارد. صافی و سادگی و بی‌تکلّفی و بی‌تشریفات بودن و بی‌ادعایی او حکایت از عنصری کم‌یاب و گوهری ارزشمند در وجودش داشت. توحید، آری ما با انسانی موحّد مواجه بودیم که در این آخرالزمان آتش ایمان را در کف دستش گرچه سوزنده، محکم مُشت کرد. فشار می‏ داد تا سرما و انجماد محیط سردش نکند. 

او در هرجا و با هرکس، گرمای انقلاب صادر می‌کرد و از برودت و سرمای دنیازدگی محیط و افراد خود را حفظ می‌کرد. این ویژگی روح‌الله همچون صاحب اسمش روح‌الله بزرگ (امام خمینی) نادر و کم‌نظیر بود. 

روح‌الله روح بی‌نیاز داشت. او آن‌قدر هنر و جُربزه داشت که گلیم خود را از آب بیرون بکشد و به آلاف و اُلُفی برسد و به سمت توسعه عیش جسمانی خیز بردارد، ولی زهد و قناعت را در زمینِ دلش و زندگی‌اش کاشت و توحید برداشت کرد. در وادی توحید، انسان تنها می‌شود برای نام و نان. در این امر ریسک نمی‌کند و دغدغه جدی ندارد و واقعاً در این مرحله خیلی شجاعت می‌خواهد به کسی غیر خدا، در درون و بیرون تکیه نکردن و وابستگی و تعلّق نداشتن و نترسیدن و طمع نداشتن و یَل و پهلوان و سامورائی این میدان، بسیجی دریادلی چون او نمود و نمادش می‌باشد.

روح‌الله از صداقتش و بی‌ریایی‌اش که برجسته‌ترین خصلتش بود و مثل آفتاب درخشش داشت به کار کمّی و به مافوق بیلان دادن توجهی نداشت که این روزها بیماری محیط‌های اداری ماست. او مخلص و کیفیت‌گرا بود، گرچه به چشم نیاید. از ویژگی اوست که در زندگی کمتر اهل کمّیت و بیشتر مرد کیفیت و معنویتِ بی‌ادعا بود. 

دانشش و منشش و سلوکش در زندگی از هوا و خاک تن وارهیده و تزکیه شده بود. زلال همچون آب چشمه‌ساران کوهستان، بی‌پلیدی و بی‌آلایش می‌جوشید و سیر می‌کرد. قطره دانشش به دریاهای توحید و معرفت الهی وصل بود. او از التقاط تنفر داشت، هرگز جوفروش گندم‌نما نبود.

عوامل نفوذ در گوهر فطرت در این دوران، فراوان طوفانی و تهاجمی عمل می‌کند، ولی او با زیست روح ‏اللهی‌اش چنان سپری ساخت که به هیچ‌وجه، پَست فطرتی و زبونی و خاری به سراغش نیامد. وادی‌های پُرزرق و برق مدرنیته‌ی غرب دست‌های خیلی از رزم‌آوران انقلابی خام را ـ به نشانه تسلیم و همراهی ـ بالا بُرد، ولی واکنشِ او جز پوزخندی به سرابِ بی‌مایه‌ی آن نبود. به دنیای اومانیسم خومحورِ بی‌خدا، نگاهش همچون عاقل اندر سفیه بود و در این مورد دانایی‌اش، یقینی بود. 

روح‌الله صداقت و صفا و یکرنگی‌ای که داشت و این خصوصیت را در هر کس که می‌دید، گرچه از طبقه و قشر پایین بوده باشد دَمخور می‌شد و عمر می‌گذراند. او پَست‌فطرتی دنیاطلبانه همراه با ماسک دینی انقلابی را، از هیچ‌کس، خصوصاً مسئولین و روحانی‌نماها و... به هیچ وجه نمی‌پذیرفت، گرچه به قیمت پرداخت خصارات کمرشکن و بایکوت شدن باشد.

حکایت نامداری در این زمانه در محیط های دیوان سالار و بروکرات حکایت گروه سه نفره لوله کشی است که او به انتخاب وجدان کاری، نقش لوله کش را همیشه ایفا می‏ کرد و به دلیل اهمیت و کارایی بی بدیل و حیاتی چنین نقشی به شکلی نامحسوس مورد حسادت دیگران قرار می‏ گرفت ومحترمانه از محیط طردش می‏ کردند و عذرش را می‏ خواستند تا تحت ‏الشعاع نقش حقیقی او قرار نگیرند و آن دیگران، بدون لوله کش و در فرآیند لوله کشی، یکی می‏ کَند برای لوله کشی و دیگری پُر می‏ کند بدون لوله کشی. و خروجی‏ ها را می‏ بینیم که پوچ است و در چنین محیط و دنیایی، جا برای افرادی به ماهیت و خصوصیات نامداری، روز به روز تنگ‏تر می ‏شود.

زندگی روح ‏الله در این واژه‏ ها خلاصه می ‏شد؛ واژه‏ های ایجابی چون: امام، انقلاب اسلامی، مردم، کتاب، نوآوری و خلاقیت و واژه‏ های سلبی چون: پرهیز از دنیاگرایی، تشریفات، کلیشه و عادت، تکلّف، ریا و ظاهرگرایی.

پیگیر برنامه‏ های نادر طالب‏ زاده و وحید جلیلی بود و برای ترور بیولوژیک حاج نادر غصه می ‏خورد و همیشه برای سلامتی ‏اش از ته دل دعا می ‏کرد تا حالا حالا برای رسانه انقلاب در جهان، ریل‏ گذاری کند و خود را تکثیر کند و نقش بی‏ بدیل خود را ایفا کند. وجودش برای نامداری، به نوعی یادآور شهید آوینی بود. وجود جلیلی و جشنواره عمار را هم در عرصه فرهنگ و هنر و رسانه انقلاب، غنیمتی دلخواه و امیدآفرین می ‏دانست و به او و کارهایش، خیلی ایمان داشت. 

کد مطلب 3980367

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha